السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

34

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

آنان تاخت و بر قلب لشگريان جمل زد و با آنان در كار نبرد شد ، سپس بازگشت و شمشيرش را كه خم شده بود با زانويش راست كرد . ياران و پسرانش گفتند : ما به تو كمك خواهيم كرد . اما على هيچ پاسخى به آنان نداد و حتى نگاهى به ايشان نكرد و آن‌گاه دوباره چون شيرى ژيان ، خروشيد و براى بار دوم به تنهايى به خيل دشمن زد . مردان جنگى دشمن از ترس رويارويى با على ( ع ) مىگريختند و از چپ و راست او عقب مىنشستند ، تا آنكه زمين از خون كشتگان ، رنگين شد . آن حضرت دوباره به ميان ياران خود بازگشت و شمشيرش را كه خم شده بود ، راست كرد و به پسرش محمد بن حنفيه فرمود : اى پسر حنفيه ! در ميدان نبرد چنين بايد جنگ كرد . كسانى كه در اطراف آنان بودند خطاب به امير المؤمنين عرض كردند اى امير المؤمنين ! چه كس خواهد توانست كارى را كه تو مىكنى ، انجام دهد ؟ يوم الهرير يكى از فرازهاى حساس جنگ صفين است . بعض روايان گفته‌اند : « به خدايى كه محمد را برانگيخت سوگند كه ما رئيس هيچ گروهى را ، از زمانى كه خداوند آسمانها و زمين را آفريده است ، نديده‌ايم كه يك روز بتواند مانند على ( ع ) عمل كند . او ، بنابر آنچه حسابگران شمرده‌اند بيش از پانصد تن از نام‌آوران عرب را كشت ، وى با شمشيرى كج و ناراست به سوى سپاه دشمن خارج مىشد و مىگفت « از خداوند و از شما پوزش مىطلبم » . ما او را در ميان مىگرفتيم و از وى مراقبت مىكرديم ولى او به ناگاه از دست ما به در مىشد و بر قلب لشگريان دشمن ، تاخت مىآورد . به خدا سوگند ما هيچ شيرى را قوىتر و نزديك‌تر از او به دشمن نديديم . بردبارى على ( ع ) در بردبارى و گذشت ، على از همهء مردمان گوى سبقت را ربوده بود . براى اثبات اين گفته ، كافى است بالاترين مراتب حلم او را به طور اعم در رفتار با اهل جمل و به طور اخص با مروان بن حكم و عبد اللّه بن زبير ملاحظه كنيم . او در جنگ جمل بر مروان دست پيدا كرد . با آنكه اين شخص از دشمن‌ترين مخالفان على ( ع ) بود ، اما على از وى درگذشت . همچنين آن حضرت بر عبيد الله بن زبير كه يكى از سرسخت‌ترين دشمنانش بود و به على آشكارا ناسزا مىگفت ، دست يافت و او را اسير كرد ولى وى را مورد عفو قرار داد و به او گفت : « برو ! نمىخواهم تو را ببينم . » و سخنى بيشتر از اين بر زبانش نراند . سعيد بن عاص نيز پس از واقعهء جمل در مكه به دست على ( ع ) گرفتار آمد ولى آن حضرت به او سخنى نگفت و از او كناره گرفت و هيچ‌كس از شركت‌كنندگان در جنگ جمل و مردم بصره را مورد مجازات و قهر خود قرار نداد و منادى آن حضرت در شهر ندا مىداد : « هركس كه از ميدان گريخته ، تعقيب نمىشود . با مجروحان كارى نيست و هيچ اسيرى كشته نخواهد شد و آن كس كه